- یک جراح معروف اعتراف کرد که رتق و فتق امور مربوط به برج‌سازی باعث آن شده است که او در حین عمل فتق گرفتار خستگی و چرت زدن شود.

لذا از بیماری که به خاطر چرت زدن او به خواب ابدی فرو رفته بود عذرخواهی کرد. در ضمن او از همکارانش که جراحی‌های بزرگتر و مهمتری را انجام می‌دهند خواهش کرد که از نیرو و تخصص خود برای بیمارانشان هزینه کنند. زیرا آنها برج‌هایی هستند که سر به آسمان می‌سایند.

- رقیب کسی است که می‌تواند بدون مطرح کردن موضوع‌های دردناک، تولید دلهره ‌کند.

- معلوم نیست دنیا با چه ترفندی توانسته است ترس از آدم‌ها را جانشین ترس از خدا نماید.

- کسانی که در واقع بینی زیاده روی می‌کنند پیش آمدهای معمولی زندگی برایشان اغراق‌آمیز جلوه می‌نماید.

- «حالا نه» این وعدة‌ سر خرمن پاسخ ابدی دنیا در مقابل آخرین پرسش‌های ژرف و نیازمندی‌های آدمیزاد است.

- آنچه پرآکندگی می‌آورد از آنچه یگانگی می‌آورد نیرومندتر است.

- ثابت شده است نشخوارکنندگانی مانند گاو و گوسفند هرگز به امراض مخصوص معده از قبیل زخم معده، ورم معده و سوءهاضمه دچار نمی‌شوند و این امتیاز به دست نیامده است مگر در اثر نشخوار کردن بیگمان انسان‌هایی که افکار خود را نشخوار می‌کنند کمتر دچار انواع و اقسام سردردها می‌شوند چه آرامش می‌دهد نشخوار افکاری که همانند یونجة سبز با اشتهاء بلعیده شده باشند.

- بیشتر اوقات باید تنها باشم آنچه کامیابی به دست آورده‌ام از دولت سر تنهایی است.

- اگر کسی بتواند شکاف بین شرایط موجود و شرایط مطلوب را پر کند او زیرسازی بزرگترین سازه زندگی‌اش را به اتمام رسانده است.

- عده‌ای از دانشمندان اعتقاد دارند کار چانه از کار قلب و مغز مهمتر است زیرا تنها چانه می‌تواند قیمت‌ها را پایین و بالا کند و با پایین و بالا کردن قیمت‌ها می‌تواند مغزها را در اختیار داشته باشد.

                                                                                                                                                                  "احمد زند وکیل کرمانی "



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۳٠ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

به من گفتند بنویس!  ولی نوشتن نمیدانم. درست حرف زدن را بلد نیستم و این شاید از جفاکاری گوشهایم باشد. همه حرف می زنند و من فقط می بینم و این یعنی غرق در دنیایی از وحشت.

این مردم فقط لب می جنبانند و این برای من یعنی سکوت؛ نمیدانم چرا جواب که نمیدهم دوست دارند حرکت دست هایشان را نیز به حرکت لبهایشان پیوند دهند و این یعنی خنده دار ترین چیزی که من می بینم.

وقتی که حرف میزنم آنها به من می خندند و این یعنی آرامش! چون مطمئن می شوم این من نیستم که مشکل دارم بلکه آنهایند که حرف های مرا نمی فهمند.

شاید سکوت بهترین چیزی باشد که در پیش گرفته ام واین یعنی غرق در خود شدن و حالا بعد از گذشت چندین سال از آن سالها به خود می خندم و به افکار بچگانه ی خود؛ چون به یاری معلمانم هم می نویسم هم حرف می زنم و این یعنی دنیای ناشنوایی برایم دیگر گنگ و نازیبا نیست.

محمدرضا گرجی



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٤ | ۸:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٢ | ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

- شنیده بود که شوهرش آدم تیزبینی است به همین خاطر مرتب به خودش فلفل می‌زد.

- نتیجه یک تحقیق حاکی از آ است که سکة‌ قلب – سکتة‌ قلب می‌آورد.

- آرزومندم که شما هیچوقت تاج سلامتی را بر سر مردم سالم نبینید. زیرا فقط بیماران موفق به دیدن تاج سلامتی بر سر مردم سالم می شوند.

- اگر جراحی را دیدید که در بخش CCU بیمارستان بستری شـده است بـدانید که او سنگ کیسة صفرای بیماران را محکم به سینه زده است.

- یک جراح جوان در اولین آشنایی با دختر مورد علاقه‌اش خود را اینطور معرفی کرد. شما شانس آن را دارید که رایگان و بدون نوبت آپاندیستان را عمل کنید.

- یک پزشک کلکسیونر اعتقاد داشت که سنگ‌های کیسه صفرا جزء گرانبهاترین سنگ‌های قیمتی هستند. او اعلام داشت با بیرون آوردن چندتایی از این سنگ‌ها موفق شده است گرانترین سنگ‌های قیمتی را خریداری کند.

- بعضی از شخصیت‌های 50 سال پیش دنیا اگر چه خیلی بزرگ و پر ادعا بودند اما اکنون مثل دایناسورها منقرض شده‌اند.

- رابطه سنج زندگی بعضی از آدم‌ها در مدار دماسنج زندگی‌شان قرار گرفته است یا سرد سرد یا گرم گرم هیچ تعادل و حد وسطی وجود ندارد یا صفر صفر یا صد صد.

- زن و شوهرهای ناموفق اولیــن گــام‌های شکست را وقتی بر مــی‌دارند که مثـل دانش‌آموزان متقلب به زندگی بغل دستیشان نگاه می‌کند.

- افزایش قیمت بعضی از مواد مثل افزایش قیمت شیر و ماست می‌ماند هر چه ماست مالی‌اش کنی بالاتر می‌رود.

احمد زندوکیل کرمانی                                                                             



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٩ | ۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

با تشکر از جناب دکتر حسن زاده

هنوزم عادت نکردم به دنیای آدم بزرگا. چقدر دلگیره .(ف.غ)

هنوز هم میشه بعد از خستگی های روزمره، شب زیر آسمون نشست و به خدا فکر کرد. هنوز هم میشه باور کرد آدمهایی هستن که بشه بخاطر اونا زندگی کرد... (ب.ذ)

هنوز هم خدا بزرگ است و ما کوچک و هنوز هم به خدا نرسیده ایم. (ف.ف)

هنوزم ... باید برای گذراندن ناپایداریهای زندگی و رفتن به پایداری ها تحمل واکنش اسیدی را داشت.

هنوز هم عشق، قربانی همیشه مظلوم غرور است.(ز.ح)

هنوز هم با اینکه اینهمه فرصتهای از دست رفته را نگاه می کنم و حسرت می خورم، باز هم نمی دانم چرا درس نمی گیرم؟ با همه ی نصیحت های دیگران به راه خودم ادامه می دهم و هنوز هم که هنوز است این راه ادامه دارد. شاید روزی... (ع.ح)

هنوز هم شک دارم. آرزوهایم هنوز محال است ؛ یا وقت برآورده شدنش فرا نرسیده . نه. خودم چند شب پیش دیدم که برگشتی! پس محال نیست خودت بودی پدر؛ می دانستم که می آیی... (م.ب)

هنوز بوی مواد موجود در آزمایشگاه آلی در حافظه ی ذهن من ماندگار است و با تمام سلول های وجودم آن  بوها را درک می کنم. (ا.پ)

هنوزم خوب نبودن شده عادت (س.ح)

هنوزم دلم میخواهد مانند کبوترها آزادانه به آسمان پرواز کنم و اوج بگیرم . شاید به خدا نزدیکتر شوم. این یکی از آرزوهای کودکی ام بود.(ن.ر)

دست نوشته های دانشجویان ورودی 89. کوئیز از درس شیمی آلی II- /// 28/1/91



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٦ | ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

باد در غبغبه انداخته ای تا چه شود؟

با رقیبان تو به هم ساخته ای تا چه شود؟

من که پر بودم از اندوه و تو می دانستی

اینچنین غم به دلم خواسته ای تا چه شود؟

دل ِ ما بود شکسته تو چرا می کوشی؟

به دل ِ خسته ی من تاخته ای تا چه شود؟

چشمهایم در پریشانی گیسوی تو گم

گم ترش کردی و مو بافته ای تا چه شود؟

من که خود آهوی سرگشته شدم در دامت

بیوفا خنجر ِ کین آخته ای تا چه شود؟

من همه عمر به دنبال خدا می گشتم

تو مرا بنده ی خود ساخته ای تا چه شود؟

محمد امین حدادی



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٩ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

شهید گمنام!

 مقدمت گلباران!

سه طایفه اند که شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود: پیغمبران، علماء و شهدا

پیامبر اکرم "ص"



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٥ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()