عشق یعنی "دل" کجا و "گل"  کجا  

"دم" برآور تا ز "گل" گردم جدا

عشق یعنی جلوه در"صلصال" پست   

"من بدانم نی شما" اسرارها

عشق یعنی "سجده" بر تندیس خاک        

شد هویدا نیک و بد پندارها

عشق  یعنی  خلقتی  بی واسطه        

صوت "انی جاعل"در  کبریا

عشق  یعنی  نعمتم  از  آن  تو        

بنده ام غافل مشو "لاتقربا"

عشق یعنی خلقتی از بهر  دل      

دل چو آید خاک گردد کیمیا...

محسن خاکی



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٢٩ | ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

به مناسبت بزرگداشت مقام حافظ، دانشکده داروسازی اقدام به برگزاری مراسم شب شعر نمود. این مراسم، با حضور ریاست محترم دانشکده(دکتر امیرحیدری)، معاونت محترم آموزشی(دکتر پرداختی)، معاونت محترم اداری مالی(دکتر پورنامداری)، اساتید محترم (دکتر حیدری، دکتر حسن زاده)، تعدادی از کارمندان و جمعی از دانشجویان عزیز برگزار شد. نیز تعدادی از همکاران و دوستان به عنوان میهمان، جمع را مزین فرمودند. از تشریف فرمایی همه ی سروران، بزرگواران و عزیزانی که با حضور خود محفلمان را زینت بخشیدند، سپاسگزارم.

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٢۱ | ٩:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

 1001bahane@gmail.com

لطفا برامون شعر و مطلب بفرستید 



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٩ | ٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

چقدر سخت است که خورشید را نبینی
زهول ابرها ماتم بگیری
چقدر سخت است که در گرمای مرداد، سراغ از بهمن و دی ماه بگیری
چقدر سخت است که در آبی ترین روز، به دست چتر جدایی را بگیری
چه بی امید رفت آن مرد به باران، بدون هیچ خبر از زن که تنهاست
چقدر سخت است که هنگام دویدن، به ظن زخم ازراهت بمانی
چه سرد است رنگ نقاشی که ترسید
سیاهی زد به جای رنگ خورشید
چه شاد است کودکی کز آب نترسید
بدون هر هراس خندید و لرزید
چه شاد است ماه فروردین که بارید
و هروقت خواست هم شد آفتابی
خوشا ابری که بارید گاه غم هاش
و سایبانی شده وقت نفس هاش
خوشا بودن میان بودنی ها
ویاد کردن گهی از رفتنی ها
خوشا خندیدن و بی  ترس بودن
به گرمای دلی دلگرم بودن

ندا احمدی



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۸ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()