تا با مسیر  سبز تو همراه می شوم

بی آزمون، مقرب ِ درگاه می شوم

هر گام ِ خویش را به تو تقدیم می کنم

همگام گام های تو آنگاه می شوم

درضمن آن نگاه مورب که می کنی

مسحور سحر ِ چشمک ِ گهگاه می شوم

فرمان استراحت و ماندن ز سوی تو

من باز، خام ِ میوه ی تفاح می شوم

در گوش من طنین صدایت که "شب به خیر"

از رفتنت، سپیده دم آگاه می شوم

ژولیده و شکسته و بی وزن و بی قرار

چون ساکنان قلعه ی ارواح می شوم

همراه نیمه راه !  نگفتی بدون تو

تنها ترین مسافر این راه می شوم؟

خورشید من!  تو نباشی به ناگزیر

مجبور اقتدا، پی هر ماه می شوم

دیگر اگر بیایی و اصرار هم کنی

از راه تو جدا شده، بیراه می شوم

حق دارم، اعتماد ندارم به چون تویی

عضو جماعت ِ بد ِ گمراه می شوم

***

جدی نگیر شوخی ِ این ورشکسته را

کی با کسی به غیر تو همراه می شوم؟

جاری بشو دوباره که من در زلال تو

محلول و ناپدید چو املاح می شوم

دکتر امیرحیدری



تاريخ : ۱۳٩٢/۸/۱٢ | ٩:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()