1001bahane@gmail.com

 

 

تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد، موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
میلاد عرفان پور

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٩ | ٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()

ما ز راه راست، بُر خوردیم و شد

تا ته میخانه سُر خوردیم و شد

جیب ما خالی ز پول نقد بود

نسیه میدادند و پر خوردیم و شد

پرخوری عیب است، اما میفروش

گفت با ما پر بخورخوردیم و شد

چون کند ناپاک را پاک آب کر

همتراز حجم کر خوردیم و شد

خانه پر غر بود و آنجا پر ز می

می به جای سم غر خوردیم و شد

دوستان انگور می خوردند و ما

آب آن انگور دُر خوردیم و شد

جام تنهایی نمی چسبد به ما

با رفیق ترک و لر خوردیم و شد

گرچه با شیرینی عادت کرده ایم

این یکی را مر مر خوردیم و شد

دکتر امیرحیدری



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢ | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()