یکی تو راس میگی، یکی، قلبای پاره پاره مون

یکی تو راس میگی، یکی، شبهای بی ستاره مون

یکی تو همدمم شدی، یکی شبای بی سحر

یکی تو محتاجی به من، یکی گدای پشت در

صداتو میشنیدم و عشق، ریشه میزد تو باورم

صداتو میشنوم الان، رعشه میفته به تنم

میون شک و باورم، قبول کنم حرف کی و؟

سوگند روباه و؟ یا اون شاهد دم خروسی و؟

یادم که میافتی بگو، یادش بخیر، چه ساده بود

ما دونه پاشیدیم و اون تو داممون افتاده بود

حمید سالاری- داروسازی ورودی 85

 



تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۱٦ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()