... و حسین احرام بر تن کرد و حجی گزارد خاصِ خویش، که ان الله شاء ان یراک قتیلا ...

و اکنون این حسین است که بین صفای گودالِ قتلگاه و مروه ی نهرِ علقم، لبیک گویان و هروله کنان در آمد و شد است و اکنون باید تقصیر کند به کفین عباس. آب ِ فرات،  تشنه ی آن دو دستِ  بریده، خود را به ساحل می کوبد و شرمنده ی لبانِ خشک یارانِ خورشید، می خروشد و بر سر و سینه می زند! و حسین پیش از قربان شدن، این دو دست را از زمین برداشته و بر آن بوسه زده و بر چشم نهاده است... که دستان عباس، همیشه غم از دلش زدوده است...

و علی اصغر، این کوچکترین حاجیِ دشت نینوا و این بزرگترین مظلومِ حج حسینی، بر بالای دستانِ نور، لبیک می گوید با گریه ای تمام ناشدنی، و به آوایی جاودان!

و در این صحرای سوزان، مگر سنگی وجود دارد که رجم کند شیطان را با آن؟! پس دست، زیر گلوی علی اصغر می گیرد و خونش را به آسمان می پاشد تا رجم شوند همه ی شیاطین... و شیطان روسیاه است و خشمگین که حسین، حج نمی گزارد... عشقبازی می کند با رب المحبوب ...

و مگر ابراهیم او را با سنگ نراند که مانع از اطاعتِ پروردگارش شود و اکنون، حسین، اسماعیلِ کوچکش را قربان کرده است در مسلخِ عشق؛... و جن و انس و حور و ملک و زمین و آسمان و زمان همگی مبهوتند از این نحو غزلسرایی!

و اکنون گاهِ نماز است و راز و نیاز، که حسین هماره به نماز و ذکر مشغول و از دنیا و ما فیها بریده! پس حسین بر خاک می افتد و چهره بر این رملِ سوزان می گذارد... سبحان رب الاعلی و بحمده... اما چرا این نماز با خون عجین است و این تیر چیست که بر سینه ی عشقِ عالمین نشسته است؟!

 و جملگی موجوداتِ عالم دانستند که چرا حسین، نماز را بدون رکوع خواند و سر به سجده گزارد!

 و حاجی را، حجِ مقبول بدون قربانی نشاید!... پس ذبحِ عظیم این حج، حسین است که سرش بالای نیزه می رود وخنجر شمرِ دون به خونش سیراب...

و این قربانی در مسلخِ خورشید تقدیم می شود و این قربانی، بس عظیم است که ثمره ی قلبِ  نازنین ریحانه ی رسول خدا و فرزند علی، شیرِ خداست... و محمد، اشرف مخلوقاتِ عالمین غیب و شهود، بس بوسه زده است بر محلی که خنجرِ شمر دیوانه وار می بُرد و خون، فوران می زند به سوی آسمان که این ثار الله است و خونِ خدا همیشه در جوشش است!

راستی! این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟!...و انا مجنون الحسین !

دکتر عباس پرداختی- داروسازی- عضو هیئت علمی



تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۱٦ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()