ما ز راه راست، بُر خوردیم و شد

تا ته میخانه سُر خوردیم و شد

جیب ما خالی ز پول نقد بود

نسیه میدادند و پر خوردیم و شد

پرخوری عیب است، اما میفروش

گفت با ما پر بخورخوردیم و شد

چون کند ناپاک را پاک آب کر

همتراز حجم کر خوردیم و شد

خانه پر غر بود و آنجا پر ز می

می به جای سم غر خوردیم و شد

دوستان انگور می خوردند و ما

آب آن انگور دُر خوردیم و شد

جام تنهایی نمی چسبد به ما

با رفیق ترک و لر خوردیم و شد

گرچه با شیرینی عادت کرده ایم

این یکی را مر مر خوردیم و شد

دکتر امیرحیدری



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢ | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()