ت...و...ه...م...!

ظهر یک روز گرم خرداد ماه، پس از خوردن ناهار، رفتم که زیر درخت انجیر، روی یک حصیر پلاستیکی چرتی بزنم و از خنکای وزیدن باد توی برگهای اون درخت بزرگ لذت ببرم. تازه دراز کشیده بودم خمیازهکه یک دفعه یک چیزی زیر پیراهنم و در تماس با پوست شکمم جابجا شد و منم تره وتیز و دو دستی بهش چسبیدم! عقرب که نبود، که اگر بود تا حالا خدمتم رسیده بود! بچه مارهم که بعید بود، چون حس می کردم دست و پا داره و خوب، مارها هم که بی دست و پا هستند! بدنم مورمور می شد و از فکر اینکه یک کرپو (مارمولک در لهجه کرمانی) با اون پنجه های تیز و بی ریخت، با بدن پر از پولک، و کله ی گنده ای که همیشه یک لبخند طعنه آمیز را  روی صورتش حمل می کنه، الآن بین پیراهن و دستهای من گیر کرده و تقلا می کنه، چندشم می شد! .... الآن نه می توانستم ولش کنم که ممکن بود بره بالا که وامصیبت و یا بره پائین که واویلا!! کف دستهام عرق کرده بود که نمی دانم از ترس بود یا از بس که اون بیچاره را چقاریده بودم (فشار داده بودم در لهجه کرمونی!). به هر مصیبتی بود رفتم دم پنج دری که ظهرهای گرم سال جون می داد برای آب پاشیدن روی آجرهای کف اتاق و باز کردن همه درهای اون، که مثل یک کولر فضا را خنک می کرد و کیف می داد چرت زدن بعد ناهار! به آرامی بابا را که تازه خوابش برده بود صدا زدم! " ها چیه؟! چرا منو بیدار کردی؟!". یک کمی از سر ترس، یک کمی هم از سر خجالت، با تته پته کردن گفتم که چی شده و بابا یک نگاهی به آنچه که محکم با دو دست و زیر پیراهن نگه داشته بودم و یک نگاه هم به حال زارم انداخت و با تحکم گفت: " خوب ولش کنم ببینم چیه!!". سگرمه های بابا و بیدار کردن اون بنده خدا، اونم وسط یک چرت خوش عصرگاهی، راهی برای تاخیر و من و من کردن باقی نگذاشت و در حالی که آماده بودم به محض بیرون افتادن اون جانور خبیث با دمپایی خدمتش برسم، دستای خیس عرقم را به آرامی باز کردم و نگاهم را دوختم به آنچه که از پیراهنم بیرون می افتاد!!.... دوتا خودکار بیک که صبح، بعد از جلسه کنکور آزمایشی، به دلیل سوراخ بودن جیبهای شلوارم، انداخته بودم توی پیراهنم، افتاد روی زمین و باقی اش الفرار!! که اگر می ایستادم، لنگ کفش مصروف کله خودم می شد!!! حرکت اون جانور، محصول لغزیدن دیواره های شش وجهی دو تا خودکار روی هم بود و پنجه های تیز هم حاصل برخورد نوک خودکارها با پوست!

.... و این یک توهم بود!!

دکتر عباس پرداختی-داروسازی- عضو هیئت علمی



تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۱٤ | ٧:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : - | نظرات ()