اتاق خلوتم امشب غبار می بارد

 کسی میان دلم غصه دار می بارد

 نشسته ام وسطِ التهاب و چشمانم

 دو کاسه پُر، عطش و انتظار می بارد

  

که عاشقانه گره خورده ای به بندِ دلم

 عزیزم! ای همه ی شور ِتلخ مستیِ من

 قشنگِ رنگِ نگاه تو نقش بسته فقط

 به روی دفتر و خودکار و زیردستی من

 

 تو  بی نظیر ترین آشنای مهتابی

 ستاره های مهاجر، ترا به شب دادند

 عروس آینه پوشم چه سحر و جادویی ست؟

 که سنگ و شیشه به نام تو لب به لب دادند

 

حصار خلوت خود را سیاه می گیرم

در انجماد نگاهت پناه می گیرم

چنان به کنج خیالم نشسته ای که مدام

نبود و بود ترا اشتباه می گیرم

 

و غصه می خورم از رفتن تو خوب اما

برو بدست خدا می سپارمت رعنا

قسم به لحظه ی داغ ِتولدِ این عشق

همیشه عاشقم و دوست دارمت رعنا

فهیمه عباسی



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٠ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : - | نظرات ()