16 - غزل زندگی

پشت خط نقطه چین ِ زندگی

می نشینم در کمینِ زندگی

می چکد از ارتفاع ِ آرزو

قطره ای تا بر جبین ِ زندگی

دست من دزدانه بیرون می زند

از درون ِ آستین زندگی

در رگ امید ، جاری می شوم

لابه لای چین چین ِ زندگی

هرشب از مهتاب بالا می روم

تا ورای سرزمین زندگی

صبح می آیم سوار ِ آفتاب

باز می بوسم زمین زندگی

زنده خواهم بود و گرم و بیقرار

مست ِ هرم آتشین زندگی

لحظه ای آرام بودن مردن است

زیر موج سهمگین زندگی

زندگی رودی ست جاری تا خدا

من سوارم روی زین زندگی

 دکتر باقر امیر حیدری- داروسازی - عضو هیئت علمی

/ 40 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرسشگر

سلام آقای دکتر یک سوال دارم چرا شما روی اثار بقیه نظر نمی گذارید؟ تعامل خوبی است که اهل قلم همه برای هم بنویسند روی اثر هم نظر بگذارند و نوشته ها نقد بشوند اینطور نیست؟

فرهاد

متشکریم بسیار خوب بود به امید موفقیت روزافزون شما

lili

wow[تعجب][تعجب]

امیرحیدری

عزیز پرسشگر و پرسشگر عزیز سلام، چششششششششششم، نظر هم می گذارم. ولی تا آن وقت، می خواهم یک شعر بازار مشترکی با هم بسرائیم و برای این منظور همه را به مشارکت دعوت می کنم. لطفاً منتظر پست بعدی باشید. پرسشگر بمانید. امیر

مهتابی

به خاطر داشته باشید كه هیچ چیز در زندگی معنا ندارد . مگر معنایی كه شما به آن می دهید. ( لذت بردم )

ستایش

زندگی سفر است پس بیایید همسفران خوبی برای دیگران باشیم

گنجینه

زندگی تفریح است میان تولد و مرگ

مسافر

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...

شيوا

زندگی بازیچۀ دست اقبال نیست ، بلکه فرصت عظیمی است که باید از ان استفاده کرد و مغتنمش شمرد

سر بهوا

[گل][دست]