11 - اگر...

اگر مغشوش، اگر تنها

اگرتنها و سرگردان

اگر بی غم، اگر بی حرف

اگر خیره به دیروزها

اگر بر پنجره، چشمی

اگر بر جاده، امیدی

اگر از هر "اگر" خسته

اگر بیمار و دلخسته

اگر بر پوچی اش هیچ است

اگر تنها و خاموش است

اگر مغموم و در فکر است

رها داریدش از دوزخ

ز هر پرسش، ز هر پاسخ

کلام در کام وی خفته است

مجال دارید خودیابد

مجال داریدکه آگه گردد از آنچه که بیمار کرده روح پرزاحساسش

تلنگر بر ظریف جام دلش ظلم است

روا دارید سکوت وی

به خاموشی گرفتار است

به خاموشی کنید درمان

که این وادی تقدس از سکوت دارد

مرنجانیدکه حرمت دارد این صحبت

نگویید خانه خاموش است

چراغِ خانه افکنده

او پُر گشته در احساسِ تنهایی

مجالی بر تنش بگذاشته، پیدا کند روحش

که او در بی کلامی می دهد تسکین به غم هایش

مرنجانید مرنجانید

بلورین بغض این کامش

                

 ندا احمدی - داروسازی ورودی 86

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبحانی

واقعا قشنگ بود... "نگویید خانه خاموش است".... در انتقال حس قدرت خوبی دارید و این خیلی ارزشمنده.... موید باشید

گندم

احسن ,خیلی ساده در عین حال پیچیده!چیزایی رو درک میکنی که هرکسی قادر به پی بردن نیست پس از این تواناییت استفاده کن, من منتظر کار بعدیت هستم,موفق باشی.

فهیمه عباسی

خانم احمدی. شعر زیبایی سرودید به وزن نیمایی. اما بایستی کمی روی وزنش کار کنید . موفق باشید.

مریم

خیلی زیبا بود

بهار

ندا خانم خیلی زیبا بود.آفرین[گل]

الهام

خیلی قشنگ بود

آفتاب

نمیدانی چطور گیج می شوم وقتی هرچه می گردم معنی نگاهت در هیچ فرهنگ لغتی پیدا نمی شود

رعنا رها

[گل]

فاطمه

خیلی قشنگ بود کاش منم استعداد شعر گفتن رو داشتم دوست دارم بازم شعرهاتو بخونم پس حتما مارو منتظر نذار [گل]

م.محمدی

اگر مغشوش اگر تنها. منم امروز تا فردا. به یادت تا ابداینجا...[لبخند]