83- به نام نامی خدا

بر جای آن به نم نم اشکت نمک بپاش

کین زخم تشنه است به درد مدام خود

ای چشم من ببار خدا را چه دیده ای؟

شاید به گل نشست فلک بر مدار خود

وقتی که هرزگی ست نفهمیدن و سکوت

فریاد به ز دولت و مرهم به کام خود

وقتی که آتش است سزای سیاوشان

عزلت حرام باشد و خلوت به رام خود

تا کی به نان و سفره ی اغیار خم شدن

تا کی به چاه جهل فتادن به دام خود

آه ای خدا غریب شدی روی این زمین

زاهد ریای عشق کند در ظلام خود

ما چون حسین تیغ زبان را برآوریم

در نینوای حال زمان از نیام خود

سام است در قبیله ی ما پور رستیم

چون ما نزاد گیتی دوران ز مام خود

هرگز حدیث گل نرود از میان ما

پرپر کنید باغ وطن را به نام خود

فرامرز منگلی

/ 24 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گوینده

[گل]

سارینا

خیلی قشنگه غمگین و محکم

سارینا

بدیگری دهم این دل که خوارکرده توست ..... چرا که عاشق نو دارد اعتباردگر

محمد

خدانکند پرپرشود باغ وطن گلستان بشود الهی

محمد

بر جای آن؟ ؟ /؟ یعنی جای چه چیزی؟؟

123456

بهار بهترین بهانه برای زیستن آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک . . .[هورا]

فریده

لدفن قالب و عوض کنین[منتظر]

حسن

مام وطن دوست دارمت

sal balaii

هرگز حدیث گل نرود از میان ما پرپر کنید باغ وطن را به نام خود[گل]

مش کبری

نه دگه نشد کلامون میره تو هم نه گلی پرپر کن نه باغی ولی خداییش بگم تر تمیزو مینویسی