98- خلقتی از بهر دل

عشق یعنی "دل" کجا و "گل"  کجا  

"دم" برآور تا ز "گل" گردم جدا

عشق یعنی جلوه در"صلصال" پست   

"من بدانم نی شما" اسرارها

عشق یعنی "سجده" بر تندیس خاک        

شد هویدا نیک و بد پندارها

عشق  یعنی  خلقتی  بی واسطه        

صوت "انی جاعل"در  کبریا

عشق  یعنی  نعمتم  از  آن  تو        

بنده ام غافل مشو "لاتقربا"

عشق یعنی خلقتی از بهر  دل      

دل چو آید خاک گردد کیمیا...

محسن خاکی

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفاری

[دست][گل][دست]

محسن

یه چیزی میگیا تمومش کن بیا یه جورایی شدی تازگیا

سارا

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهایی تان تازه شود.

کاظمی

عشق یعنی... عشق یعنی.... این شیوه ی شعر گفتن کمی تکراری است. زیاد شعرهایی با این روش شنیده ام در عین اینکه خوب بود موفق باشید

یاسمن

همچو باران، آمدم به زمین سخت همچو برف، محو شدم در زمین تخــت همچو شبنم، پاک و زلال و آرام آرمیده ام در خـــــــــــاک رام رام

م.ش

دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن

خودم

عشق هم برای خودش یک چیزی ست ها

شادی

شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا كردم

سال وسط

اگر مرده ای بیا و مرا ببر و اگر زنده ای هنوز ... لااقل ، خطی ، خبری ، خوابی ، خیالی بی انصاف! سیدعلی صالحی

ف

عشق یعنی با تو بودن تاابد