86- سرد و بی روح

چه سرد و ساکت و تلخی، چقدر بی روحی
شبیه بهمن ِ غلتیده از لب ِ کوهی
سفید و سرد و یخی مثل آدم  ِبرفی
مرور خلوت ِ بی انتهای اندوهی

و من مُصر و حریصم برای چشمانت
ترانه ای بنویسم برای چشمانت
قفس بسازم و زنجیر و قفل، می بخشید
اگر زیاده خسیسم برای چشمانت

و تو که صاحب ِ یک جفت،  چشم ِ رنگینی
حقیقتی ست که حال ِ مرا نمی بینی
تو آفریده شدی قوت دلم باشی
اگرچه ساکت و بی روح اگرچه تلقینی

فهیمه عباسی

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترک

مادر ای غمخوار غمهای تنم آنکه با مهرت هم آغوش است منم در زمانی کودکی بودم حقیر پا به پایم آمدی مادر چو شیر مدتی با رنج وزحمت در برم خستگیهایی کشیدی مادرم گر کسی یارم نباشد در جهان یار من هستی تو یاری مهربان خوش بگفت پیغمبر نیکو سرشت زیر پای مادران باشد بهشت حق تو باشد گران بر گردنم زحمتت را من چه سان جبران کنم آرزو دارم نبینی هیچ ملال مادرم فرزند خود را کن حلال روز مادر بر همه ی مادران عزیز و مهربان گرامی باد [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

N.Ahmadi

ghashang bud,mesle hamishe,bhtar az hamishe[گل]

محمدامین

زیبابود ولی هنوزجای کارداشت!!!موفق باشید

خطاب به مش کبری

مش کبری جان بخاطر گل روی شما تصویر را عوض کردم. امیدوارم که مورد پسندتان واقع شود. [گل]

سارا

[گل][گل]

رویا

چشم های رنگی/ چشمهای تیله ای رنگ/چه قشنگ![رویا][رویا][رویا]

مش کبری

دستت درد نکنه فرزندم با ای عکس قشنگی که گذوشتی الهی پیر شی [دست][دست]

علی

[متفکر][متفکر]

شیوانا

زیبابود

ف . ف

لبخند بزن دو چشم بارانی را تجویز کن این نگاه - درمانی را یک شعله بخند تا به آتش بکشی دانشکدۀ علوم انسانی را