41- بیابان نیستم من

بیابان نیستم من

گرچه طردم کرده اند از رسم سرسبزی

ولی من همچنان هم، سبزآیینم

بیابان نیستم من

گرچه خاک آلوده و خسته م

ولی اندیشه ام چون آسمان ِ بیکران ، آبی ست

اگرچه این چنین پایین ِ پایینم

هنوزم سبزآیینم

بیابان نیستم من

گرچه تب دارم، اگرچه همنشین بوته ای خارم

ولی من چشم در راه ِ پرستوهای گلزارم

بیابان نیستم من

اگرچه رفته ام از یادها، اما

هنوزم فکر یارانم

هنوزم از پس ِ این سالها من

چشم در راه ِ عزیزانم

هنوزم تشنه ی آغوش ِ بارانم

بیابان نیستم من

سبزآیینم

محمدامین حدادی- داروسازی- ورودی 88

/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قناری

بی تو میشه با نیسم بیعتی همیشه کرد میشه با پنجره ساخت توی گلدون ریشه کرد... بی تو از آینه ها میشه تا ستاره رفت بی تو میشه زنده بود زندگی نمیشه کرد... میشه با شب راه اومد میشه از گریه گذشت میشه گم شد تو قفس همه دنیا رو گشت... میشه از رنگین کمون به طلوع گل رسید روی خواب اطلسی پر پروانه کشید...

افتاب پرست

من هم افتاب رو دوستدارم مثل تو سبزایینم

امین حدادی

خیلی ممنونم از همه شما اما باید به یک نکته اشاره کنم، من این شعر رو مدتی پیش در اختیار سرکارخانم عباسی قرار دادم اما بعد از اون در شعرم بازنگری کردم و تغییراتی رو بهش دادم ولی فراموش کردم این موضوع رو با خانم عباسی در میون بذارم شعر از اونجایی که (گرچه تب دارم) تا پایان کاملا تغییر کرده وبه این صورت در اومده: بیابان نیستم من گرچه خشکیده ست لبهایم اگرچه تا افق های نگاه خویش تنهاییم ولی باران اگر بارد تو میبینی چه اندازه دلم سبز است و از نسل بهارانم هنوزم تشنه آغوش بارانم بیابان نیستم من سبز آیینم [گل]باز هم تشکر میکنم[گل]

مظفری

حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند زیبا بود[گل]

فهیمه عباسی

"افق نگاه " قشنگه ولی به شکل جمع ، یعنی "افق های نگاه خویش" زیاد دلچسب نیست. "ولی باران اگر بارد" ، با زبان شعرتون چندان جور نیست بخاطر کلمه ی "بارد". اما "گرچه خشکیده ست لبهایم" جایگزین خوبیه . میتونید بگید: "بیابان نیستم من/رفته ام از یادها، اما/" و با برداشتن "اگرچه" مشکل وزنش رو حل کنید بدون اینکه از لحاظ معنا دچار تزلزل بشه. بنظر میرسه هنوزم میتونید ادیتش کنید. بهرصورت خسته نباشید و مانا باشید! منتظر کاراتون هستم.

مهدخت

زیبا و ماندگار مانند بهار نقش میزند در دل و جان با تار و پودی به رسم یادآوری یک نقش

گلابتون

من چشم میگذارم و تو قایم میشوی من هنوز روزها را میشمارم تو پیدا نمیشوی یا من بازی را بلد نیستم یا تو جر زدی . . .

محرابیان

قشنگ بود موفق باشید[لبخند]

شیوانا

سال جدید فرخنده باد

محمدی

شعرخوبی سروده اید ولی هنوزجای کاردارد موفق باشید